پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول   جستجوجستجو   ليست اعضاليست اعضا   گروههاي کاربرانگروههاي کاربران   ثبت نامثبت نام   مشخصات فرديمشخصات فردي   
پيامهاي خصوصيپيامهاي خصوصي  
ورودورود  
بازخواني كوتاه رويكرد فوكو نسبت به انقلاب اسلامي ايران

 
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست کوچه های شهر ما forum -> بحث و گفتگوی آزاد
مشاهده موضوع قبلي :: مشاهده موضوع بعدي  
نويسنده پيام
حميرا
کاربر چهار ستاره


عضو شده در: 01 Jan 2008
پست: 118

پستتاريخ: سه‌شنبه Jan 01, 2008 11:53 pm    عنوان: بازخواني كوتاه رويكرد فوكو نسبت به انقلاب اسلامي ايران پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

بازخواني كوتاه رويكرد فوكو نسبت به انقلاب اسلامي ايران



● نويسنده: شهريار - زرشناس

● منبع: سایت - باشگاه اندیشه



«ميشل فوكو»، متفكر و نويسنده‌اي پسامدرنيست است. آراء او به يك اعتبار در امتداد رويكرد نيچه قرار دارد كه كليت غرب مدرن را به چالش و مبارزه طلبيد. اساساً پسامدرنيسم، رويكردي در تفكر و هنر و ادبيات است كه به نفي و انكار يقين مدرنيته و مشهورات آن مي‌پردازد. پسامدرنيسم تقريباً با «شوپنهاور» و «نيچه» آغاز گرديد و در قرن بيستم در هيأت گرايش‌هاي مختلف فكري و فلسفي امتداد و بسط يافت. «فوكو» را مي‌توان تئوريسين يكي از گرايش‌هاي انديشه‌ي پسامدرنيستي دانست.

ميشل فوكو بنيان‌گذار رويكردي در انديشه‌ي پسامدرنيستي است كه آن را مي‌توان گونه‌اي پسامدرنيسم آنارشيستي ناميد. فوكو به رويكرد معمول تاريخي كه متكي بر تحليل پديده‌ها از دوره‌هاي ماضي تا زمان حال مي‌باشد، انتقاد داشته و روند تحولات تاريخي را بر پايه‌ي نوعي گسست‌هاي جهش‌وار ارزيابي مي‌كند. فوكو انديشمندي منتقد مدرنيته‌ي اومانيستي است. او عبارت معروفي با اين مضمون دارد كه «انسان اختراع جديدي است [حدود دو، سه قرن] اختراعي كه به پايان خود نزديك مي‌شود.» اين سخن او حكايت از نفي اومانيسم و درك انحطاط تاريخي آن دارد.

فوكو مانند اغلب پسامدرنيست‌ها، نسبي‌انگار و داراي گرايش‌هاي شك‌انگارانه است. فوكو به وجود ارزش‌ها و ميزان‌ها و معيارهاي ثابت و محكم اخلاقي اعتقادي ندارد. او به لحاظ فلسفه‌ي اخلاق يك نسبي‌انگار تمام عيار است.

فوكو با اين كه منتقد مدرنيته‌ي غربي و اومانيستي است اما به هر حال فردي برخاسته از متن تفكر غربي و تمدن اومانيستي است. فوكو در انكار و نفي مدرنيته هيچ افق و آلترناتيو تاريخي ـ فرهنگي جايگزيني ندارد. او فقط به نقد مدرنيته مي‌پردازد و در اين رويكرد نقادانه نيز از نوعي سوفسطايي مآبي و نسبي‌انگاري مي‌آغازد و به نحوي شكاكيت تمام عيار ختم مي‌كند.

فوكو آن چنان نسبي‌انگار و بي‌اعتقاد به وجود حقيقت است كه مي‌گويد‍: «تاريخ انتقاديِ انديشه نه تاريخ تملك حقيقت است و نه تاريخ پنهان كردن آن، بل تاريخ پيداييِ بازي‌هاي حقيقت است». بدين‌سان فوكو تاريخ انديشه را تاريخِ «بازي» مي‌نامد و عيان مي‌سازد كه هيچ اعتقادي به وجود حقيقت ندارد. فكو همچون نيچه، حقيقت را فقط استعاره‌اي براي پنهان كردن اراده‌ي معطوف به قدرت مي‌داند و هيچ باوري به وجود احكام ثابت و مطلق اخلاقي ندارد.

حال، جاي اين پرسش وجود دارد كه فوكو با رويكردي اين چنين نسبي‌انگار و بيگانه با مذهب چگونه با انقلاب اسلامي همراهي نسبي و مقطعي نشان داد؟ و يا اين كه حداقل كوشيد تا آن را درك نمايد؟

آنچه كه در انقلاب اسلامي ايران براي فوكو جالب بود، صبغه‌ي خلاف آمد عادت و خارق حجاب آن بوده است. اين يك حقيقت بزرگ و برجسته است كه انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك انقلاب ديني در عصر سيطره‌ي سكولاريسم و اومانيسم و در عصر حاكميت مشهورات مدرنيستي كاملاً خلاف‌آمد عادت و خارق حجاب عادات بوده است.

انقلاب اسلامي ايران به عنوان يك انقلاب ضداستعماري و ضداستبدادي برخلاف انقلاب ويتنام يا انقلاب نيكاراگوئه و حتي انقلاب الجزاير متكي بر گونه‌اي ايدئولوژي سكولاريستي و مدرنيستي نبود و مسير حركت آن معطوف به بسط كليت غرب مدرن و يكي از صور ايدئولوژيك آن [ليبراليسم يا سوسياليسم] نبوده و اساساً غايت آمال خود را در چشم‌اندازي ديني و اسلامي قرار داده بود. در واقع انقلاب اسلامي ايران رويكردي در مسير عبور از مدرنيته بوده است و نه اثبات آن. اين نكته، انقلاب اسلامي را به رويكردهاي پسامدرن نزديك مي‌كند و موجب جلب توجه پست‌مدرنيست‌هاي تيزهوشي چون فوكو مي‌گردد. البته مي‌دانيم كه انقلاب اسلامي ايران رويكردي پسامدرنيستي نيز نيست. زيرا انقلاب ايران متكي بر ذخيره‌ي عظيمي از گنجينه‌هاي معارف قدسي است و غايات خود را در باطن مدينه‌النبي جست‌وجو مي‌كند و از سنخ رويكردهاي نسبي‌انگار و پا در هوايِ پسامدرنيستي نيز نمي‌باشد. اما به هر حال خصيصه‌ي ضدمدرنيستي انقلاب اسلامي براي يك انديشمند پسامدرنيست جذاب به نظر مي‌آيد.

فوكو خود در يادداشت‌هايي كه درباره‌ي انقلاب اسلامي و تحولات ايران در سال 1357 نگاشته است به ضديت انقلاب اسلامي با مدل «نوسازي» يا مدرنيزاسيون غربي اشاره مي‌كند. او در مقاله‌اي با عنوان «شاه صد سال دير آمده است»، مدل نوسازي، مدرنيستي رژيم شاه را «كهنه» و «سربار» مي‌نامد. فوكو مي‌نويسد: «مجموعه‌ي اين شكست‌ها نوسازي‌اي است كه ديگر خريداري ندارد... و اكنون همين نوسازي است كه از بنياد نفي مي‌شود. آن هم تنها به خاطر انحراف‌ها‌يش بلكه به سبب اصل بنيادش. در احتضار رژيم كنوني ايران، ما شاهد آخرين لحظه‌هاي دوراني هستيم كه كمابيش شصت سال پيش از اين آغاز شده است: دوران كوشش براي نوسازي كشورهاي اسلامي به سبك اروپايي.... امروز در ايران خودِ نوسازي است كه سربار است.»

فوكو در همين يادداشت‌ها از تلاش ايرانيان براي «بُعد معنوي دادن به سياست» سخن مي‌گويد و به غفلتي كه غربي‌ها نسبت به سياست معنوي دچار شده‌اند، اشاره مي‌كند. فوكو صراحتاً انقلاب اسلامي را يك «انقلاب فرامدرن» و «شورش بزرگ عليه نظام‌هاي جهاني» مي‌نامد. آري علت همراهي مقطعي و نسبي فوكو با انقلاب اسلامي در اين نكته قرار دارد كه فوكو ماهيت ضدمدرنيستي انقلاب ايران را دريافته است.

البته انقلاب اسلامي ايران همان گونه كه به دليل جوهر اسلامي خود، انقلابي فرامدرنيستي بوده است، دقيقاً باز هم به دليل جوهر اسلامي خود از سنخ رويكردهاي پسامدرنيستي نيز نبوده و از مرزهاي آنها نيز فراتر رفته و مي‌رود. انقلاب اسلامي ايران هم داراي وجه سلبي و هم وجه ايجابي است و برخلاف رويكردهاي پسامدرن به گونه‌اي تمام عيار سلبي و فاقد وجه ايجابي نبوده و نيست.

همراهي فوكو با انقلاب اسلامي ايران تا آن جايي است كه اين انقلاب به نفي ساختارهاي مدرن مي‌پردازد، اما از آن هنگام كه جوهر اسلامي و وجه ايجابي انقلاب اسلامي شكوفا مي‌شود و خودنمايي مي‌كند، فوكو نسبت به انقلاب و سمت و سوي حركت آن موضع مي‌گيرد و با آن از در ستيز درمي‌آيد.

فوكو با استفاده از هوشمندي‌اي كه دارد، درمي‌يابد كه انقلاب اسلامي ايران چشم‌انداز «راهي منحصر به فرد» را پيش روي مردم ايران و حتي جهانيان گشوده است. او در گفت‌وگو با خبرنگاران ليبراسيون (خانم كلربري‌ير و پي‌ير بلانشه) آشكارا از «چيزي كاملاً متفاوت» نام مي‌برد و در عين حال مي‌پرسد كه اين «راه منحصر به فرد» مردم ايران را كجا خواهد برد؟

از مجموع گفته‌ها و نوشته‌هاي فوكو اين گونه برمي‌آيد كه او به عنوان يك نويسنده و انديشمند پست‌مدرنيست در عين حال كه با وجه مدرنيته ستيز انقلاب اسلامي همراهي دارد اما آن جا كه انقلاب صبغه و سامان ديني و معنوي و وجه ايجابيِ اسلامي خود را نشان داده و به ويژه تبعيت خود از احكام اخلاقي و حقوقي اسلامي را نشان مي‌دهد، با آن به مخالفت برمي‌خيزد و اين نوع برخورد از يك انديشمند پسامدرنيست دور از انتظار هم نيست.

بر اساس درك اين برخورد دوگانه‌ي فكري فوكو با انقلاب اسلامي [كه برخاسته از ويژگي پسامدرنيستي آراء او است] است كه مي‌توان زيگزاگ‌هاي عملي رويكرد فوكو را توضيح داد. اگرچه فوكو هرگز به جوهر ترانس مدرنيستي انقلاب اسلامي و فرا رفتن آن از منظر نسبي‌انگارانه‌ي پست‌مدرنيستي پي نبرد، اما به هر حال در مقايسه با ديگر پست‌مدرنيست‌هايي كه شاهد وقوع انقلاب اسلامي ايران بودند از تيزهوشي بيشتري در درك جنبه‌ي خارق عادت انقلاب اسلامي برخورد
_________________


" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است" . ارد بزرگ
" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن" . كانت
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
نمايش پستها:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست کوچه های شهر ما forum -> بحث و گفتگوی آزاد تمام زمانها بر حسب GMT مي‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد


Powered by phpBB © 2001, 2002 phpBB Group  
Forum style designed by PixelSlot  
 
Powered by MakeForum.org - Free Forum Hosting
Sign Up now to get your Free Forum!