پرسشهاي متداولپرسشهاي متداول   جستجوجستجو   ليست اعضاليست اعضا   گروههاي کاربرانگروههاي کاربران   ثبت نامثبت نام   مشخصات فرديمشخصات فردي   
پيامهاي خصوصيپيامهاي خصوصي  
ورودورود  
اخبار سياسي 2

 
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست کوچه های شهر ما forum -> اخبار و مطالب روز
مشاهده موضوع قبلي :: مشاهده موضوع بعدي  
نويسنده پيام
حميرا
کاربر چهار ستاره


عضو شده در: 01 Jan 2008
پست: 118

پستتاريخ: چهار‌شنبه Jan 02, 2008 6:36 pm    عنوان: اخبار سياسي 2 پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

فلسفه حمايت از دولت اصولگرا

حمايت از «رئيس جمهور» به اين دليل كه بار سنگين اداره كشور را بر دوش دارد، كاملاً طبيعي و بديهي است. سنت «حمايت» از دولت در كابينه هاي پس از انقلاب اسلامي از سوي مردم و رهبري انقلاب اسلامي همواره جاري بوده است بر همين اساس كليه رؤساي جمهور- و در دهه اول انقلاب، نخست وزير- با حرارت حمايت مردمي مواجه بوده اند. در عين حال حمايت رهبري و مردم از رئيس جمهور كابينه نهم از عمق و گستره بيشتري برخوردار است و اين سبب بروز تفسيرهاي متفاوتي از سوي پاره اي از تحليلگران شده است.
يكي از جريانات سياسي در سايت خود در صدد برآمده است تا تفسير خاصي از حمايت رهبري معظم انقلاب اسلامي از دولت كنوني ارائه دهد و در اين رهگذر به نوعي ابهام آفريني و شبهه سازي روي آورده است. مسئولان اين سايت در تحليلي كه برخلاف روال ساير نوشته هاي آن، فاقد امضاست، حمايت حضرت آيت الله خامنه اي - دامت بركاته- را به دوره اي خاص و تحت شرايطي مربوط دانسته و القا كرده اند كه به زودي دوره حمايت ايشان از دولت به پايان مي رسد. از آنجا كه نويسندگان در مقدمه اين تحليل از يك سو دوام دولت احمدي نژاد را صرفاً به حمايت رهبري مربوط دانسته و از سوي ديگر مدعي فقدان پايگاه اجتماعي دولت كنوني شده اند، بايد نتيجه گرفت از نظر مديران اين سايت به زودي دولت احمدي نژاد در زير ضربان انتقاد و حمله مخالفان خود مي شكند و فرو مي ريزد!
در واقع در تحليل شبهه افكنانه اين سايت رهبر معظم انقلاب نيز متهم شده است كه از دولتي فاقد پايگاه مردمي حمايت مي كند و جايگاه رهبري نظام را دستمايه حمايت از دولتي در معرض فروپاشي قرار داده است! البته نويسندگان اين تحليل دچار تناقضي آشكار نيز در تحليل خود شده اند چرا كه از يك سو دولت احمدي نژاد را نزديكترين دولت به الگوي مورد نظر رهبر معظم انقلاب معرفي مي كنند و از سوي ديگر حمايت رهبري از دولت كنوني را رو به پايان معرفي مي نمايند. چرا حمايت رهبري از دولتي كه بيشترين همراهي را با نظرات ايشان دارد، بايد رو به پايان باشد؟!
تحليل هايي از اين دست بيش از آنكه حقايق و واقعيت موجود در رابطه صميمانه ميان دولت و رهبري را مد نظر قرار دهند، برخي اغراض سياسي خاص و در واقع آرزوهاي سياسي عده اي اندك را مبناي آسمان و ريسمان كردن قرار داده اند. پيش از اين مسئول اصلي اين سايت در يك اظهارنظر احمدي نژاد را نيروي رده هشتم خود معرفي كرده بود و در تحليلي ديگر سياست هاي دولت را سبب هدر دادن فرصت و سرمايه هاي ملي و گسترش فقر در جامعه دانسته و در همان حال از دوره رضاخان و سياست هاي اقتصادي او تجليل كرده بود. وقتي مديران سايت با اين پيشينه تحليلي به ارزيابي روابط رهبري نظام با دولت كنوني مي پردازند البته دست پختي جز اين بدست نمي آيد.
اما واقعيت اين است كه حمايت رهبري انقلاب از دولت -چه در دوره حضرت امام و چه در دوره حضرت آيت الله خامنه اي- از دوام و پيوستگي برخوردار بوده است و حتي در دو دوره اي كه دولت هايي - به اعتراف اين سايت- داراي فاصله با الگوي مديريتي رهبري بر سر كار بوده اند، حمايت رهبر انقلاب دچار نوسان و گسيختگي نبوده است. اين در حالي است كه رهبر معظم انقلاب خود فلسفه عام و خاص حمايت از دولت كنوني را تبيين فرموده اند به گونه اي كه جاي اما و اگرهايي از نوع آنچه تابناك «بازتاب» داده، باقي نمانده است.
دولت دكتر احمدي نژاد اگرچه اشكالات و كاستي هاي غير قابل اغماض هم دارد بيش از دولت هاي پيشين شايسته حمايت امام و امت است چرا كه پيش از هر دولتي با خاستگاه عميق مردمي و مذهبي- انقلابي بر سر كار آمده و بيش از دولت هاي سازندگي و توسعه سياسي دغدغه ارزش هاي انقلاب و زندگي توده هاي محروم را دارد. دولت احمدي نژاد از آنجا كه در دو سال و نيم گذشته تلاش فراواني براي بازگرداندن چرخه اداره كشور بر مبناهاي ركين انقلاب و نظام به كار بسته است، استحقاق اين حمايت را دارد.
دستاوردهاي دولت در دوره كوتاه عمر خود نيز بيانگر آن است كه اين حمايت ها آثار شيريني را براي مردم و نظام اسلامي در بردارد. سياست دولت در مواجهه با فزونخواهان جهاني و نظام استكباري و وادار كردن آنان در به رسميت شناختن بخشي از حقوق دريغ شده ملت ايران از موفقيت سياست هاي جديد و درستي انتقادات رهبر معظم انقلاب از روش هاي به كار گرفته شده در سياست خارجي دولت هاي پيشين كشور خبر مي دهند.
بعنوان نمونه در حالي كه در دولت قبلي، دست اندركاران سياست هسته اي ايران عليرغم قبول انعطاف فراوان- تعليق همه فعاليت هاي هسته اي ايران- نتوانسته بودند اجازه ادامه فعاليت چند ماشين سانتريفيوژ را به دست آورند، دولت كنوني با مديريت برخاسته از تعاليم اسلام و انقلاب، دشمنان را به قبول سه هزار سانتريفيوژ واداشته است. بيانيه 16 نهاد اطلاعاتي آمريكا و اعلام صلح آميز بودن فعاليت هسته اي ايران در فاصله پاييز 2003 تا اكتبر 2007 در شرايطي صادر شد كه بعضي از همين عناصر داخلي با استناد به تهديدات لفظي نئوجمهوري خواهان آمريكا و صادر شدن دو قطعنامه، وضعيت امنيتي كشور را وخيم و رو به شدت مي خواندند و مسئولان كشور را به پذيرش دوباره تحميلات غرب- تعليق فعاليت هسته اي- دعوت مي كردند.
دولت احمدي نژاد در ارتباط با مسايل اقتصادي به شدت سرگرم اصلاح روندهاي برنامه ريزي و توزيع بهنيه فرصت ها و منابع اقتصادي كشور- بخصوص در ميان اقشار كم درآمد و دور افتاده- است و در اين راه با حداقل همراهي از سوي بدنه اجرايي و كارشناسي كشور- ميراث برجاي مانده از دولت هاي پيشين- مواجه است. طبيعي است كه در اين رابطه سرعت دولت و دقت آن دچار محدوديت هاي فراواني باشد. در همان حال بسياري از چهره هاي سياسي و اقتصادي كشور كه با سياست هاي نادرست خود تورم و شكاف طبقاتي فراواني را بر نظام و مردم تحميل كرده بودند زبان به انتقاد گشوده و دولت احمدي نژاد را مسئول نابساماني هاي كنوني اقتصادي كشور معرفي مي كنند. در حالي كه با هيچ استدلال اقتصادي نمي توان مشكلات موجود در زمينه مسكن و تورم را محصول دو سال مسئوليت دولت نهم ارزيابي كرد.
شايد احزابي كه به اعتراف خودشان- از جمله در سايت تابناك- رسانه هاي كشور و بخش هاي مديريت زيرين كشور را در اختيار دارند، گمان مي كنند با هياهو و جنجال عليه دولت كنوني و با منتسب كردن مشكلاتي كه در دولت هاي گذشته رسوب كرده اند مي توانند ابتدا مردم را از حمايت از دولت بازدارند و سپس رهبر معظم انقلاب را از حمايت از «دولتي فاقد پشتوانه مردمي»(!) پرهيز دهند. اين در حالي است كه حتي بعضي از مخالفان احمدي نژاد - از جمله مؤسسه نظرسنجي آينده وابسته به عباس عبدي- اعتراف كرده اند كه فاصله حمايت مردمي از احمدي نژاد و دو رئيس محترم دولت هاي سازندگي و توسعه سياسي چندين برابر است اين مؤسسه پس از نظرسنجي از حدود 1500 نفر از مردم تهران (18 سال به بالا) اعلام كرد كه 40.3 درصد مردم از طرفداران دولت كنوني هستند در حالي كه طرفداران دولت سازندگي 17.9 و تعداد طرفداران دولت توسعه سياسي 14 درصد و تعداد حاميان مسئول اصلي سايت «تابناك» هفت دهم درصد است!
دولت كنوني تحول ساختاري و بنيادي در كشور را در دستور كار خود دارد و از همين رو از سوي مردم و رهبر معظم انقلاب اسلامي حمايت مي شود. چندي پيش رهبر معظم انقلاب اسلامي با اشاره به سياست هاي تحولي دولت، اقدامات احمدي نژاد را مصداق اصلي اصلاحات در كشور دانسته و بر آن تأكيد كردند. قدر مسلم تا زماني كه اين دولت اقدامات تحولي را در امور مربوط به زندگي مردم و امور كشور دنبال مي كند، از سوي رهبر انقلاب و طبعاً مردم ايران حمايت مي شود بر همين اساس برخلاف مدل هايي كه بعضي از مخالفان احمدي نژاد ارائه داده اند حمايت رهبري انقلاب تحت تأثير اقدامات تبليغي مخالفان قرار نمي گيرد.
در اين ميان انتقاد بعضي از چهره ها و گروه هاي اصولگرا از دولت كنوني از حساسيت بيشتري برخوردار است كه گاهي در قالب نطق ها و مصاحبه ها و گاهي در قالب نامه هاي سرگشاده ارائه مي گردد. هيچ ترديدي وجود ندارد كه انتقاد تند و پي درپي اين عده از اصولگرايان از دولتي كه مورد حمايت شديد رهبري است اقدامي اصولگرايانه به حساب نمي آيد و شايسته سرزنش است اصولگرايان مي توانند انتقادات خود را با روش هايي مسالمت آميز مطرح كنند و به جاي نامه سرگشاده كه بوي رقابت سياسي از آن به مشام مي رسد به ارائه نامه مستقيم و بدون حاشيه مبادرت ورزند. در اين بين البته انتقادات غير اصولگرايانه بعضي از اصولگرايان مي تواند از دو منظر متفاوت برخوردار باشد. عده اي از نيروهاي سياسي و بعضي از جريانات سياسي كه زير عنوان كلي «اصولگرا» شناخته مي شوند، «كسب قدرت» را محور حركت سياسي خود قرار داده اند و در اين فضا رقيب خود را نه جريانات غيراصولگرا بلكه دولت كنوني مي دانند و به جاي تمركز روي رفتار ستيزه جويانه رقباي اصولگرايان، روي تضعيف و كنار زدن دولت كنوني تمركز يافته اند. رفتار اين گروه شبيه رفتار حزب اعتماد ملي آقاي كروبي است كه رقيب خود را نه در درون اصولگرايان بلكه در درون طيف دوم خرداد جستجو مي كند. دسته دوم آن دسته از اصولگراياني هستند كه به دليل سياسي نبودن و فقدان بينش لازم سياسي به انتقاد تند از دولت روي آورده و حتي وزراي آن را به استيضاح تهديد مي كنند. اين دسته به احتمال قريب به يقين حسن نيت دارند و با توجه به سابقه دلسوزي و انصاف آنان نمي توان شائبه قدرت طلبي را درباره آنها روا دانست اما در عين حال با توجه به اقدامات خلاف مصلحت و تحليل هاي نوعاً خلاف واقع آنها نمي توان در نادرستي رفتار سياسي آنان ترديد داشت. در اين ميان نكته مهم اين است كه نتيجه كار كرد گروه اول با گروه دوم يكي است تنها تفاوتي كه وجود دارد اين است كه مي توان به بازگشت گروه دوم از راه غلطي كه اتخاذ كرده اند اميد بست.
دولت احمدي نژاد هر قدر هم كه خطا داشته باشد به اين دليل كه در پي راست كردن كجي ها و اصلاح روندهاي نادرست دولت هاي پيشين مي باشد و در حال حاضر بديلي هم در ميان «اصولگرايان مقبول» ندارد، شايسته حمايت است. اصولگراياني كه ترديدي در نادرستي راه اقتصادي دولت هاي سازندگي و توسعه سياسي ندارند نبايد ترديدي داشته باشند كه ضربه زدن به دولت كنوني- با فرض تأثير اين ضربه ها در افكار عمومي مردم- بازگشت همان سياست ها و رويه هاي پيشين كه خود بارها از آن به شدت انتقاد كرده اند را فراهم مي كند.
البته در اين ميان سخني با دولتمردان وجود دارد. ادبيات دولت و تعامل آن در مواجهه با نيروهاي دلسوز توأم با حسن نيت كافي نيست. ما در اين دو سال كمتر شاهد مشورت گيري دولت از اين طيف بوده ايم. دولت تا حد زيادي خود را در يك حلقه اجرايي محدود كرده است اين در حالي است كه تحقق شعار «كابينه ميليوني» اقتضا مي كند، نخبگان فراواني كه مايلند در روند موفقيت دولت نقشي داشته باشند را مورد ملاطفت و توجه قرار دهد
_________________


" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است" . ارد بزرگ
" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن" . كانت
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
حميرا
کاربر چهار ستاره


عضو شده در: 01 Jan 2008
پست: 118

پستتاريخ: چهار‌شنبه Jan 02, 2008 6:37 pm    عنوان: پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

انسجام اسلامي و چالش هاي فرارو

مرتضي كاظم دينان
ج. تقابل شيعه - سني
اختلافات ميان دو گروه مهم اسلامي شيعي و سني كه به شدت از سوي دشمنان جهان اسلام (به خصوص امريكا و اسرائيل) دنبال مي شود، از جمله مهم ترين موانع رسيدن به انسجام اسلامي بوده و خواهد بود. گسترش مسئله (شيعه هراسي) از سوي برخي كشورهاي معاند با جهان اسلام، راهبردي كاملا هدفمند است كه متاسفانه با همراهي تام و تمام برخي سران كشورهاي عرب منطقه، نظير مصر، اردن و عربستان تا اندازه اي موثر بوده است.
تلاش برخي كشورهاي سني نشين نظير عربستان، براي ايجاد بي ثباتي در عراق، براي مقابله با نفوذ شيعيان و به بن بست كشاندن دولت شيعي نوري مالكي و برخوردهاي مناسب اين كشور با حجاج شيعه، به خصوص حجاج ايراني نيز در راستاي تقابل شيعه- سني انجام مي گيرد.
همچنين برخي اخبار حاكي است، ملك عبدالله، پادشاه عربستان اظهار آمادگي كرده تا براي جلوگيري از به اصطلاح گسترش خطر شيعيان 250 ميليارد دلار هزينه كند. (نهرين نت، 18 مارس 2007). اين تقابل از سوي ديگر، به رشد سلفي گرايي و افراطي گري در ميان گروه هاي مختلف مسلمان منجر شده، موجب مي شود كه به قول مقام معظم رهبري (در فرمايشات ابتداي سال 1386)، زمام امور مسلمانان از دست طيف معقول و عالم جهان اسلام خارج شده، گروه هاي افراطي و بي مايه، تعيين كننده آينده جهان اسلام و تعاملات دروني آن شوند و در نهايت بحث (انسجام اسلامي) به هيچ وجه پاي نگيرد.
د. تضاد ميان كشورهاي مسلمان عرب و غيرعرب
اختلافات فرهنگي و سياسي ميان كشورهاي مسلمان عرب (مصر، كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس، سوريه، فلسطين، لبنان و...) و كشورهاي مسلمان غيرعرب (ايران، تركيه، پاكستان، افغانستان، كشورهاي مسلمان آسياي ميانه و قفقاز و جنوب شرقي آسيا) را مي توان از جمله مهم ترين مسائل برهم زننده انسجام اسلامي برشمرد.
از نگاه ديگر مي توان چنين ارزيابي كرد كه گسترش ملي گرايي در كشورهاي مختلف و غلبه آن بر اسلام گرايي، و نبود تعامل ميان اين دوامر (ملي گرايي و اسلام گرايي) موجب شده تا مسائلي از قبيل پان عربيسم و...، مانع اتحاد و انسجام كامل اين دو طيف از كشورهاي مسلمان شده، در اين بين، دشمنان جهان اسلام، از اين شكاف و اختلافات نهايت استفاده را ببرند براي مثال، مسئله كشاكش ميان ايران و عرب ها بر سر مسئله جزاير سه گانه ايراني خليج فارس، موضوعي است كه برخي كشورهاي غربي، نظير انگليس نيز با حمايت از موضع عرب ها، به شكاف ايراني -عربي دامن مي زنند.
بي تفاوتي برخي كشورهاي اسلامي آسيانه ميانه و قفقاز يا جنوب شرقي آسيا در برابر مسائل مهم جهان اسلام، نظير مسئله فلسطين، تا حدودي ناشي از چنين تضاد و اختلافي است.
بخش سوم. چالش هاي اقتصادي- اجتماعي
چالش هاي يادشده كه عمدتا در قالب مسائلي نظير رابطه اقتصادي با اسرائيل، رقابت هاي اقتصادي براي جذب سرمايه هاي خارجي يا حتي سرمايه هاي يكديگر، روابط اقتصادي با غرب، مسائل مربوط به حقوق بشر و مسئله زنان كه بعضا موجب بروز اختلافات داخلي در اين كشورها يا ميان برخي كشورهاي اسلامي مي گردد، از حساسيت كمتري نسبت به چالش هاي سياسي و مذهبي- فرهنگي برخوردارند؛ اما وقتي با يك سري واسطه هايي به مسائل سياسي ربط داده مي شوند، خود منشأ انشقاق و اختلاف خواهند شد.
براي مثال مسئله رابطه اقتصادي با اسرائيل كه به نوعي موجب تحرك و پويايي و به رسميت شناخته شدن تلويحي اين رژيم در منطقه خواهد شد، از جمله مسائل مورد اختلاف ميان ايران و برخي كشورهاي عرب منطقه است.
مسئله وجود آزادي براي قشر زنان در ايران (براي مثال در مسئله ورزش) نيز بعضا موجب انتقاداتي از سوي سران برخي كشورهاي منطقه گرديده، آن را موجب متوقع شدن بيش از حد زنان كشورهاي خود دانسته اند.
در مجموع بايد گفت كه اين چالش ها، شايد در حال حاضر، خطر عميقي را براي انسجام اسلامي ايجاد نكنند؛ ولي قابليت بالفعل شدن و عميق شدن دارند.
بخش چهارم. چالش هاي رسانه اي
اين بخش بيشتر به تبليغات ضدشيعي و ضدايراني برخي رسانه هاي عربي مربوط مي شود كه دنبال آن، تلاش رسانه هاي شيعه و ايراني براي پاسخ گويي به اين هجمه، خود به خود بحث اتحاد در سطح جهان اسلام را با چالش مواجه خواهد كرد و ضمن آن موجب انحراف جهان اسلام از مسائل اساسي خويش، نظير مسئله فلسطين و توطئه هاي اسرائيل خواهد شد.
مواضع ضدشيعي برخي رسانه هاي عرب، نظير العربيه، الحره، المستقبل و الرياض و نيز برخي مواضع ضدايراني رسانه هاي عربي نظير السياسه كويت، الجزيره، العربيه، العراقيه و...، همه و همه در راستاي جنگ رسانه اي آنها عليه شيعيان است كه در نتيجه موجب انشقاق اسلامي مي گردد.
براي مثال روزنامه الرياض، از روزنامه هاي نزديك به هيئت حاكمه عربستان سعودي، به تازگي در مقاله اي خواستار تلاش همه جانبه آمريكا براي سرنگوني دولت شيعي در عراق گرديد.
اين روزنامه همچنين آورده است كه دولت شايسته براي عراق، دولتي متشكل از شيعيان سكولار و سني هاي ميانه رو است و آمريكا بايد پيش از آنكه اين دولت، سلاح خود را به دستور ايران، به سوي آمريكا نشانه بگيرد، دولت مالكي را سرنگون كند. (الرياض، 10مرداد 86)
مواضع به شدت توهين آميز برخي رسانه هاي عرب، به بهانه سرمقاله كيهان در مورد بحرين، نيز نمونه اي از چالش هاي رسانه اي موجود در سطح جهان اسلامي بود.
نتيجه گيري
برنامه هدفمند دشمنان جهان اسلام براي ايجاد اختلافات متعدد قومي، فرقه اي و مذهبي از يكسو و ناآگاهي و غفلت برخي سران و سياستمداران كشورهاي اسلامي نسبت به اين توطئه ها، شرايط فعلي جهان اسلام را در وضعيتي نابهنجار و به تعبير مقام معظم رهبري(مجروح) قرار داده است.
مهم ترين محور اين توطئه ها، بر مبناي ايجاد و تعميق شكاف (سني-شيعه) و (عرب- غيرعرب) است كه متأسفانه تا اندازه زيادي محقق شده است.
بحران موجود در عراق و موضع گيري بعضا خصمانه و رياكارانه برخي كشورهاي عرب منطقه در ارتباط با جمهوري اسلامي، مؤيد همين امر است. افزون بر آنكه اين اختلافات، با حمايت مادي و معنوي آمريكا از اين كشورها عليه ايران، تقويت مي گردد. اين همه در حالي است كه دشمنان اصلي جهان اسلام و به خصوص اسرائيل، به فجايع ضدبشري خويش در سرزمين هاي اشغالي مشغول بوده، به جز ايران اسلامي، هيچ مخالف جدي اي بر سر راه جنايات خويش نمي بينند.
مسلما دردها و رنج هاي حال حاضر ملت هاي مسلمان، هيچ چاره اي جز بيداري مسلمانان، بازگشت به هويت اسلامي و همت و عزم جدي مسئولان كشورهاي اسلامي براي كنارگذاردن اختلافات و رسيدن به انسجام نخواهد داشت.
_________________


" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است" . ارد بزرگ
" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن" . كانت
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
حميرا
کاربر چهار ستاره


عضو شده در: 01 Jan 2008
پست: 118

پستتاريخ: چهار‌شنبه Jan 02, 2008 6:37 pm    عنوان: پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

سياست خارجي دولت نهم و گفتمان انقلاب اسلامي

حسين احمدي امين
اين مقاله با تشريح مبناي سياست خارجي در عرصه روابط بين الملل مي كوشد به نقش انقلاب اسلامي ايران در رويارويي با نظام سلطه بپردازد و تبيين نمايد كه سياست خارجي دولت نهم نيز برپايه گفتمان انقلاب اسلامي هر روز بانشاط تر و مستحكم تر به مسير خود ادامه مي دهد.
در انقلاب اسلامي كه در بهمن 57 توسط بنيانگذار جمهوري اسلامي به پيروزي رسيد عدالت و ساده زيستي و نهادينه كردن ارزش هاي اسلامي و انساني به عنوان محور اساسي گفتمان آن مطرح گشت و سياست دفاع از مظلوم و مسلمان و حفظ عزت و استقلال مبناي سياست خارجي آن را تشكيل داد.
اتفاق اين حادثه بزرگ در سوق الجيشي ترين منطقه جهان چون خاورميانه نظام سلطه را نگران و حيران ساخت چرا كه ترس از صدور انقلاب آن هم با هويتي اسلامي منجر به موضع گيري واكنشي غرب و آمريكا نسبت به ظهور اين رويداد عظيم تاريخي گشت.
رهبر فقيد انقلاب در ابتدا هرگونه رابطه با نظام آپارتايدي و ظالمانه را قطع و نامشروع دانست و ديپلماسي كه آن حضرت در سياست خارجي بدان معتقد بود نفي هرگونه تجاوز و تحكم و بازگشت به انديشه توحيدي و هدايت ارشادي بود.
احياي ديپلماسي هدايت گونه و نامه نگاري ايشان كه عقبه در عصر طلوع اسلام داشت با نوشتن نامه به ميخائيل گورباچف به عنوان نماد رهبري مكتب پوسيده ماركسيسم حركت نويني در فضاي مادي گرايانه نظام دوقطبي آن روز بود؛ جهان مادي كه تا آن روز دين را افيون ملت ها معرفي و قائل به جدايي آن از سياست بود و اسلام را به عنوان بزرگترين مكتب حياتبخش اسلامي و انساني در ميان مكاتب غالب آن روز چون كمونيسم، سوسياليسم و ليبراليسم به حاشيه كشانيده بود ناگهان با درخشش انقلاب شكوهمند اسلامي دچار استيصال سياسي و ماهيتي گشت چرا كه شاهد حكومت و نظامي بود كه دين و سياست را در كنار مبارزه و جهاد و خط مشي اعتقادي و راهبردي خويش مي دانست.
نظام سلطه وحشت زده از وقوع چنين انقلابي با تحميل جنگ نامتقارن 8 ساله جهت به چالش كشيدن اين مكتب و محاصره ها و تهديدها همگي نشانگر تضاد بنيادين هويت اين انقلاب با نظام هاي مادي گرا بود.
گسترش آموزه هاي انقلاب و تشعشع عاشورايي آن در جهان اسلام خصوصا در لبنان، عراق و فلسطين و حتي در آفريقا از ويژگي هاي نادر و اثربخش آن بودبه عنوان نمونه نهضت انتفاضه فلسطين پرنشاط تر از گذشته استراتژي مقاومت را تقويت نمود و اعلام آخرين جمعه ماه مبارك رمضان به عنوان روز قدس توسط امام روشن ضمير انقلاب و تبعيت بعضي از كشورهاي اسلامي از چنين ابتكاري عمق ماهيتي چنين انقلابي را بيش از پيش متبلور ساخت.
آمريكا كه بعد از فروپاشي شوروي سابق افسار گسيخته سعي در حاكميت بخشيدن هژموني امپرياليستي خويش در جهان و منطقه بود نظم نوين جهاني را مبناي استراتژي سياست خارجي خويش مطرح كرد فوكوياما كه از پايان تاريخ سخن گفته بود و ليبرال دموكراسي را به عنوان نسخه شفابخش بشريت به جهان عرضه كرده بود و آمريكا كه اهتمام جدي داشت تا در نظام بين الملل اين انديشه مادي را جهاني و عمومي كند لذا نظام جمهوري اسلامي را به عنوان يك خطر استراتژيك در تعامل با منافع و مصالح خويش مي دانست.
بعد از فوت حضرت امام(ره) آمريكا و نظام سلطه اميدوار از اينكه نظام دچار خلأ رهبري شده و ريزش و سايش ساختاري و ماهيتي آن امكان پذير گرديده بر فشارهاي سياسي و اقتصادي خويش افزود ولي غافل از آنكه جوهره مكتبي اين انقلاب خاموش شدني نيست. آمريكا كه در جهت تسري بخشيدن انديشه ليبراليسم و دموكراسي سازگار با ليبرال كه منطبق با مصالح ظالمانه او بود از هر اقدامي كه به تحقق آن كمك مي نمود غافل نبود.
فشار آمريكا و همپيمانان غربي اش بر خاورميانه و كشورهاي ناهمسو با آنان و حمايت از اين انديشه مادي گرا منجر به ظهور انديشه هاي غرب گرايانه گشت، در ايران عده اي به عنوان مدافع ارزش هاي ليبرالي چندصباحي ساحت دين را عرصه تاخت و تاز خويش قرار داده طوري كه رئيس جمهور سابق در دانشكده فني دانشگاه تهران فرياد برآورد كه «صداي دشمن را در اردوگاه خودي مي شنوم امروز متأسفانه در اردوگاه اصلاح طلبان صداهايي را مي شنوم كه دشمنان اين ملك و ملت آن را بيان مي كند» عناصري كه چندان جامعه ديني و عمق اعتقادي مردم آن را نشناخته بودند بي محابا چنگ بر ريسمان نظري انقلاب زدند آمريكا كه سال ها نتوانسته بود با استفاده از تحريم ها و تهديدها كشتي نظام را متوقف و متلاشي نمايد با تصويب بودجه هاي كلان در كنگره، مشي «براندازي نرم» را پارادايم سياسي خويش قرار داد و با به چالش كشيدن ارزش هاي انقلاب سعي در استحاله نمودن آن داشت.
حباب روي آب ليبرال دموكراسي مدت زماني كالاي بازار سياست در ايران بود ولي غافل از آنكه اين انديشه ذاتا در جامعه مذهبي اين كشور فقير است زمان به سرعت سپري مي شد تا تير 84 فضاي گفتماني عوض شود حباب هاي ناهم سنخ با آب كنار رفت و آب زلال اصول گرايي با لطافت و زيبايي اش نمايان شد در اين هنگام نظام سلطه چرخش خلاف انتظار را به تماشا نشست رئيس جمهور اصول گراي ايران كه دور زماني از مكتب آن امام فقيد آموخته بود كه فلسطيني پاره تن اسلام است هلوكاست را كه به عنوان نگين مقدسي غيرقابل اعتراض بدان نگريسته مي شد به چالش كشيد كالبد فسرده و يخ زده خاورميانه كه سال ها متأثر از حاكميت هژمونيك آمريكا فرياد دفاع از مظلوم را به گرمي پذيرا نبود به يكباره متوجه رسالت حقيقي و قديمي خويش شد در بعد داخلي گفتمان انقلاب دگربار زنده شد افكار اصول گرايي جايگزين گفتمان ليبرال دموكراسي گشت.
هژموني ليبراليسم عرصه ايدئولوژيك خود را در كشور در تنگنا احساس كرد و به حاشيه رفت تئوري حمايت از ساده زيستي و استضعاف كه از كليدي ترين پارامترهاي انقلاب بود جان تازه اي به خود گرفت.
مبارزه و جهاد با حاكميت ظالمانه استثمار عرصه سياست خارجي را در خود درنورديد و شميم باطراوت آن شيرين سخن زعيم فقيد انقلاب كه اسرائيل بايد از صفحه روزگار محو شود فضاي جهان طلسم شده و انقباض شده را در كام رژيم سفاك صهيونيسم تلخ نمود منادي چنين گفتماني رئيس جمهور اصول گراي ايران بود.
ابتكار ديپلماتيك ايشان در نوشتن نامه به رئيس جمهور آمريكا و تشريح انديشه مسيحيت جهت بيداري آن رهبر اهريمني و حضور در سازمان ملل متحد و دانشگاه كلمبيا نشان داد كه انقلاب زنده است چون انديشه سياسي امام امت زنده است چون راه اعتقادي و اصولي ايشان كه برخاسته از فطرت حقيقت طلبي بشريت است زنده است پس بانشاط و اميدوارتر از گذشته مي ايستيم بر راهمان با رهبرمان ان شاءالله.
_________________


" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است" . ارد بزرگ
" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن" . كانت
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
حميرا
کاربر چهار ستاره


عضو شده در: 01 Jan 2008
پست: 118

پستتاريخ: چهار‌شنبه Jan 02, 2008 6:38 pm    عنوان: پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

اهميت بسيج اساتيد در تبلور اتحاد ملي و انسجام اسلامي

اصغر ايماني
بسيج حلقه اتصال و متحدكننده مردم و اقشار مختلف جامعه با ديدگاه ها و ذائقه هاي گوناگون است و آنچنان تفكر بسيجي جاي خود را در جغرافياي سرزميني و خارج از وسعت ايران اسلامي با ويژگي مردمي بودن و خدمات خالصانه و دور از بوروكراسي باز كرده كه اين همه، برجستگي و نقش آفريني خاص به مجموعه بسيجيان داده و مي دهد. در منحني رفتار و سيماي عاشقان و دلباختگان مدرسه عشق كه هر ناممكني را ممكن كرده اند، بي شناسنامه، بي ادعا و آنهايي كه در اوج قرار گرفته اند، چه زيبا خود را نديده! و هنگامه ها را همچنان از طلوع پيروزي بهمن 57 تا به امروز آفريده و مي آفرينند.
اگر نقش بسيج را در مواقعي و به طور برجسته در دوران حماسي جنگ با فرهنگ و معاني خاص اش صرفاً نظامي مي ديديم (كه البته اين حركت و توانمندي توانست مجموعه و تركيب فرهنگي جديدي در ادبيات نظامي دنيا بيافريند) امروز ارگان و نهادي است نسبتاً وسيع، با كاركردهاي گوناگون و پاسخگوي برخي از نيازهاي اساسي و حياتي جامعه در ابعاد اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي سياسي و يا نظامي است.
در اين نوشتار بسيج به طور خاص با نقش آفريني در موضوع تحقق شعار «اتحاد ملي و انسجام اسلامي» كه فرموده و نامگذاري رهبر معظم انقلاب اسلامي در دقايق اوليه آغاز سال 1386 هجري شمسي است، مي تواند همچنان اين نهاد مردمي زنده و بالنده شناخته شود.
اگر بپذيريم بسيج خود مصداق عيني اتحاد ملي و انسجام اسلامي است، عامل قوي و تقويت كننده وحدت، اقتدار و امنيت ملي است، با بصيرت و معنويت هم آغوش، با افراط گرايي در تقابل و براي دستيابي به وحدت تاكنون هشيار عمل كرده و معطوف به مصالح عمومي و عامل شكوفايي قابليت ها و توانايي هاي ملي بوده و است قطعاً استاد بسيجي مي تواند در مواردي در مقايسه با رسانه ملي عمقي تر و با دريافت بازخورد پيامش و در سنگيني علمي ايران اسلامي در ابعاد مختلف بهتر و اثربخش تر عمل نمايد.
در تجزيه و تحليل نقش رسانه ملي در انتقال فرهنگ و معاني فرهنگي اصولاً افراد براي دريافت پيام به جاي اينكه با يكديگر وارد تعامل شوند به رسانه جمعي توجه كرده و آن معاني را دريافت و مانند رابطه گوي هايي است كه همگي با نخ به يك نقطه متصل هستند.
اين گوي ها اگرچه در كنار هم بوده وليكن به دليل نخ هايي است كه در يك نقطه به هم گره خورده اند. گره در واقع همان رسانه جمعي و پيام نخ هايي است كه گوي ها را در كنار هم قرار داده است.
اگر بخواهيم نحوه روابط افراد را در بسيج و در گروه اساتيد بسيجي و دانشجويان، به صورت فضايي ترسيم كنيم به رابطه ميان دانه هاي تسبيح شبيه است كه با نخ تسبيح به هم وصل شده اند. روابط شكل زنجيره اي داشته و پيام پيوند دهنده دانه هاي اين زنجير است.
اهميت بسيج اساتيد به اين دليل اثربخش تر است كه با مخاطب خويش در كلاس درس همراه و در وسعت گروه سرزميني به عمق جان و روان گيرندگان پيامش نفوذ كرده و هم آغوش مي شود و راه يافتگان جوان و نوجوان به مدرسه عشق را آنچنان سيراب مي سازد كه وحدت ملي و انسجام اسلامي را نه به عنوان يك هدف و صرفاً در يك سال خاص بلكه همواره به عنوان سفر و در انديشه كيفيت بخشي و رسالت انسان مسئوليت پذير با دقت و ظرافتي خاص تا آنجايي كه مسلماني را به اوج برساند و به قول شاعر عزيز اقبال لاهوري:
مسلماني كه داند رمز دين را
نشايد پيش غيراله جبين را
در اين راستا فرصت مناسبي است كه بسيج اساتيد و بسيج فرهنگيان هر يك در حوزه خويش با توجه به نوع موضوع و رسالت فرهنگي و تاريخي خويش (بيش از ساير بسيجيان در حوزه هاي ديگر) با برنامه ريزي و سازمان دهي به اين مهم شتاب دهند كما اينكه در گذشته اين مسير را به نسبتي تجلي بخشيده و سرمايه ذيقيمتي براي ايران اسلامي به ارمغان آورده اند.
طرح عوامل ايجادي وحدت ملي و انسجام اسلامي در اين دو حوزه و استفاده از ظرفيت اساتيد علوم ديني و دانشگاه، از سويي تاثيرش در خانواده، گروه دوستان و همسالان، مدرسه، دانشگاه و در مجموعه گروه سرزميني و فراتر از آن در وسعت جهان اسلام خواهد بود و از طرف ديگر آنهايي كه از بيداري اسلامي نگران و هميشه درتقابل با وحدت و انسجام اسلامي قدم برداشته اند، همبستگي ديني و انسجام اسلامي مي تواند غرب را به عقب نشيني از اين مواضع واداشته و تزلزل در مباني اعتقادي ليبراليسم ايجاد نمايد كه در نهايت با رويكرد و همنوايي و يكپارچگي جهان اسلام قدم به قدم به اهداف جهاني اسلام نزديك و تسليم مهاجمان در ستيز با دين و فرقه سازي ره آورد اين روشن بيني و هم انديشي است.
گذشته جهان اسلام تصوير مظلوميت دين و دينداري است. دنياي اسلام آوردگاه مذاهب دروغين و در خاطرات «همفر جاسوس بريتانيايي» در ممالك اسلامي به تدارك همه لوازم دين تراشي و فرقه سازي اشاره داشته و مهمترين و اصلي ترين ماموريت خود را ايجاد تفرقه و تشتت و عوامل كاميابي و ناكامي خود در جهان اسلام را برمي شمارد! و لبخند خرسندي و سپاس در زيادتي توفيق انشعاب و اختلاف در جهان اسلام بر لبانش و تا عمق وجودش به بار نشسته است. دنياي غرب از توانمندي نظام ايران اسلامي ناراحت نيست گرچه چندان خوشحال هم نمي تواند باشد چرا كه ايران اسلامي ديگر به راحتي آسيب پذير نخواهد بود.
برتري ارزش تفكر بر ارزش عبادت و نگاه و نگرش عمقي به جهان اسلام و پرهيز از تعارض و تفرقه و توجه به حساسيت ها، و شناخت و تقويت اشتراكات، دستاوردش پنبه شدن بافته هاي ديروز استعمارگران و عقب راندن هجوم دين ستيزان است. خاورميانه جديد با محوريت جهان اسلام در حال شكل گيري است. بايد بر سنگيني علمي ايران اسلامي بيافزاييم. موفقيت و همراهي جهان اسلام با ايران اسلامي جز از راه باروري علمي و توانمند ساختن ايران اسلامي امكان پذير نيست. كشورهايي كه دچار دوگانگي ارزشي هستند و بين تعارض از نوع جذب- جذب يا گرايش- گرايش دست به انتخاب مي زنند كه ويژگي هاي يكي بر ديگري فزوني يابد. در عبارتي از يكي از شيوخ منطقه در سالهاي قبل شنيده بودم، ايران(اسلامي) چه دارد كه به ما بدهد! امروز رويكرد شوراي همكاري خليج فارس در دعوت از رياست محترم جمهوري و همراهي و همگرايي نسبي با پيشرفت علمي حداقلي ميسر شده است. دستاوردهاي دانشمندان ما كليد تشكيل خاورميانه جديد با محوريت جهان اسلام خواهد بود. پيشرفت علمي و انتقال علم و فناوري در تعامل با دنياي اسلام عامل بسيار تعيين كننده و تقويت كننده روابط همه جانبه و شكل دهنده اتحاد ملي و انسجام اسلامي است. نظام آموزشي و نخبگان تربيت يافته بسيجي بايد به اثرات اين تحول بزرگ بينديشند. تبلور اتحاد ملي در داخل و انسجام اسلامي در خارج از وسعت گروه سرزميني درتوان دستاني است كه به توليد دانش و علوم و فنون همت گذاشته اند. انسجام اسلامي سال نمي شناسد و امسال رهبري معظم انقلاب بصورت نمادين و با شرايط خاص جهان اسلام تعيين نموده و اين مهم شروع حركت و به عنوان سفري دايمي است. درخواست معظم له از شوراي عالي انقلاب فرهنگي در طراحي و مهندسي فرهنگي و چشم انداز برنامه بيست ساله و نهضت نرم افزاري و... جذر و مد انقلاب اسلامي است.
پيشگامي و موفقيت در رشته هاي مختلف ورزشي و آن بخش از ورزش بخصوص فوتبال كه مورد توجه ملل و در گروه سرزميني تاثيرش كمتر از فتوحات بزرگ نظامي در زمان جنگ نيست! بايد دانشگاهيان و اساتيد بسيجي به اين مهم كمك كنند كه پيش نياز اين توانمندسازي در آموزش و پرورش با تحول ساختار نظام آموزشي و نگرش همه جانبه و توجه به فلش هدايت مقام معظم رهبري در ديدار با فرهنگيان و نياز سنجي دقيق، راهبردي موثر در اتحاد ملي و انسجام اسلامي و باروري تمدن ايران زمين خواهد بود.
بي مناسبت نمي بينم به طرح سوالي بپردازم كه بسيج اساتيد چقدر به اين مهم كمك كرده است و اكنون در كجاي اين مسير قرار دارد؟! همچنان كه امتيازات ديني ازنگاه جوان و نوجوان حتي در خوردن يك فنجان چاي! يك روحاني را از بالا به پايين مي كشد، بسيج اساتيد خصوصا آنهايي كه در خط مقدم و در تيررس نگاه معنادار عزيزان دانشجو و رزمنده قرار مي گيرند بايد هميشه مواظب باشند كه دستاورد عزيزان پاكدل و بي نام و نشان بسيجي را به سبكي وزن و رفتار خويش و برخورداري از نام و نشان به حراج نگذارند!
خداي ناكرده بگويند برخي بسيجيان، جنسشان خوب نيست، بردن و خوردن و خود ديدن و عدالت را براي خود تعريف كنيم! بسيج سرمايه ملي است، سرمايه كساني است كه خود را نديده اند و به اوج رسيده اند، فلش هدايت به سوي شهيد چمران، شهيد باكري، شهيد همت و شهداي والامقامي باشد كه خود را هرگز نديده اند نه به سوي خود و فروختن عظمت بسيج به امور دنيوي و دريافت مزايا حتي در مواردي خانوادگي!
بنابراين دنياي اسلام در تبلور انسجام اسلامي و تقويت آن و ايران اسلامي در همگرايي و تقويت اتحاد ملي وهمدلي مردمان خويش به اثر و كاركرد بسيج آنچنان اميد بسته است كه كوتاهي و قصور در اين برهه از زمان در پيشگاه خداوند و ملت عزيز ايران قابل چشم پوشي نيست.
_________________


" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است" . ارد بزرگ
" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن" . كانت
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
حميرا
کاربر چهار ستاره


عضو شده در: 01 Jan 2008
پست: 118

پستتاريخ: چهار‌شنبه Jan 02, 2008 7:07 pm    عنوان: پاسخگويي به اين موضوع بهمراه نقل قول

در شب نخست سال جديد ميلادى
۳۷۲ دستگاه خودرو در فرانسه به آتش كشيده شد
گروه بين الملل ـ شب سال نو ميلادى در فرانسه شاهد حوادث خشونت بار و درگيرى جوانان معترض با پليس در مناطق مختلف اين كشور بود.به گزارش خبرگزارى ها، در شب نخست سال جديد ميلادى ۳۷۲ دستگاه خودرو به آتش كشيده شد كه از اين تعداد ۱۴۴ دستگاه تنها در منطقه پاريس و حومه بوده است.همين گزارش حاكى است كه در مناطق مختلف درگيرى ميان پليس و معترضان و آشوبگران صورت گرفت و ۲۵۹ نفر نيز در اين درگيرى ها دستگير شدند.شمار خودروهاى به آتش كشيده امسال در مقايسه با حوادث مشابه در سال ميلادى گذشته كاهش يافته است. براساس آمار موجود در اولين شب سال ۲۰۰۷ شمار خودروهاى به آتش كشيده شده۳۹۷ دستگاه و شمار افراد دستگير شده نيز ۲۵۸ نفر بوده است.
_________________


" تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است" . ارد بزرگ
" چنان باش كه بتواني به هر كس بگوئي مثل من رفتار كن" . كانت
بازگشت به بالاي صفحه
خواندن مشخصات فردي ارسال پيام شخصي
نمايش پستها:   
ارسال موضوع جديد   پاسخ دادن به اين موضوع    فهرست کوچه های شهر ما forum -> اخبار و مطالب روز تمام زمانها بر حسب GMT مي‌باشند
صفحه 1 از 1

 
پرش به:  
شما نمي توانيد در اين بخش موضوع جديد پست كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش ويرايش كنيد
شما نمي توانيد موضوع هاي خودتان را در اين بخش حذف كنيد
شما نمي توانيد در اين بخش راي دهيد


Powered by phpBB © 2001, 2002 phpBB Group  
Forum style designed by PixelSlot  
 
Powered by MakeForum.org - Free Forum Hosting
Sign Up now to get your Free Forum!